تبليغاتX
صورتی
مهکا
روز والنتاين مبارک

اول از همه این روز و به عشقم مهگل تبریک میگم و امیدوارم همیشه خوش باشه

Happy Valentine's Day

داستانهاي زيادي درباره علت نامگذاري اين روز با نام روز والنتاين وجود داره ولي يکيشون که از بقيه مشهور تره اينه که " والنتاين" يک کشيش رمي در قرن سوم ميلادي بود. کلاديوس دوم امپراتور وقت ازدواج رو منع کرده بود. اون ميگفت که سربازان متاهل جنگجويان خوبي نيستند. والنتاين فکر ميکرد که اين کار عادلانه نيست و مراسم ازدواج رو در خفا انجام ميداد. کلاديوس که اين موضوع رو فهميد دستور داد که والنتاين رو در زندان انداخته و سپس بکشند. کلاديوس به زندان افتاد و در آنجا عاشق دختر کور زندانبان شد. اين رابطه در حدي پيش رفت که عشق او و اعتقاد او به پروردگار باعث بازگشت بينايي دختر زندانبان شد.
روز 14 فوريه که والنتاين رو براي اعدام ميبردند اون نامه اي نوشت و چون اسمش والنتاين بود، در آخر نامه نوشت "از طرف والنتاين تو" (From Your Valentine). از اون به بعد کلمه والنتاين جاي خود را بمعني عاشق در فرهنگ زبان باز کرد.
اولين پيغام والنتاين پس از آن شعري از طرف چارلز ، از اشرافزادگان اورلئون براي همسرش در سال 1415 ميلاديه. او در جنگ "آگينکورت" دستگير شده بود و در زنداني در برج لندن در انتظار اعدام بود. در آن زمان او شعري به همسرش نوشت و کلمه والنتاين را در آن بکار برد. ولي روز والنتاين تا قرن 17 ميلادي هنوز روزي ناشناخته بود. در قرن 18 نوشتن پيغامهاي ابراز محبت و ارسال آن بصورت معمول در آمد. سپس کارتهاي آماده درست شد و چون از قبل چاپ شده بود، گفتن "دوستت دارم" را براي مردم (مخصوصا مردم خجالتي) راحت تر کرد.

 و اما جشن روز والنتاين يک رسم قديميه که ريشه در يک فستيوال رمي داره. رمي هاي غير مسيحي در وسط فوريه که براي اونها آغاز بهار بود يک فستيوال بنام "لوپرکاليا"  داشتند. در بخشي از اين فستيوال دخترها اسمشون رو مينوشتند و درون جعبه اي مي انداختند و پس از آن هر پسري يه اسمي رو بصورت شانسي از اونتو بر ميداشت. بدين ترتيب اونها در طول فستيوال به عنوان دوست پسر و دوست دختر با هم بودند. البته در مواردي اين دوستي به ازدواج هم مي انجاميد.
کليسا تصميم گرفت که اين فستيوال رو به يک جشن مسيحيت و يادبود روز وفات کشيش سنت والنتاين تبديل کنه. پس از آن بمرور نام والنتاين توسط مرداني که ميخواستند عشق خود را به معشوقشان ابراز کنند بکار برده شد.
امروزه روز والنتاين جزو روزهاي اصلي جشن در تمام دنياست. اما اين به معني ارسال پيغام براي شخصي که عاشق او هستيد، نيست. شما ميتوانيد با فرستادن يک پيغام بدوست خود به او بگيد که به او اهميت ميدهيد. در کشور انگلستان در اين روز پول بسياري صرف ابراز محبت ميشود. طبق آمار در انگلستان در روز 14 فوريه سال 2001 تنها 22 ميليون پوند صرف خريد گل شده است. 7 ميليون گل سرخ و 12 ميليون کارت ارسال شده است. در سال 2001 سي ميليون پيغام بصورت خلاصه WUMBV بمعني "آيا ولنتاين من ميشي؟ (Wil You be My Valentine) فرستاده شده است! و بنا به تحقيق انجام شده نصفي از دارندگان موبايل انتظار دريافت يک پيغام ولنتاين رو بر روي موبايل خود داشتند، از هر 4 نفر يکي به دوست خود پيغام فرستاد که با هم به گشت و گذار بروند و جالبتر از همه اينکه از هر 4 نفر يکي پيغام آنچناني براي شماره‌اي اشتباه فرستاد (پس اگه پيغامي گرفتيد ذوق زده نشيد! طرف شماره رو اشتباه گرفته).
امروزه در بعضي کشورها اين روز رو به دو قسمت تقسيم کردند. مثلا 14 فوريه دخترا به پسرا شکلات ميدهند و عشقشونو ابراز ميکنند و در عوض در روز 14 مارس پسرا با اهداي آبنبات ابراز محبت ميکنند و اينجوري دو روز رو خوش ميگذرونند!
خوب... روز ولنتاين خوبي رو براتون آرزو ميکنم و بهتون ميگم که اگه کادو و يا پيغامي دريافت نکرديد ناراحت نشيد... اين دادن محبته که اهميت داره

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 19:16 توسط مهگل و ملیکا |
     خدایا:

 

قدری از عشق ما را برای بعد نگه دار.

به اندازه ی ذره ای.

به اندازه ی یک لبخند.

یا حتی

 

به انداره ی یک نگاه...........

 

                                                                " آمین "

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 22:25 توسط مهگل و ملیکا |
وقتی که گریه کردم گفتن بچه ای !!! وقتی خندیدم گفتن دیوانه ای !!! وقتی جدی بودم گفتن مغروری !!! وقتی شوخی کردم گفتن سنگین باش !!! وقتی حرف زدم گفتن پر حرفی !!! وقتی ساکت شدم گفتن عاشقی !!! حالا هم که عاشقم می گن گناهه !!!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 23:49 توسط مهگل و ملیکا |

عشق مثل گنجشک مي مونه اگه محکم بگيريش تو دستات مي ميره اگه شل بگيريش فرار مي کنه پس بايد يه جوري بگيريش که تو دستات خوابش ببره

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 18:26 توسط مهگل و ملیکا |
چرا؟
چرا همیشه ادم هایی که دوستشون داری از پیشت می رن !؟

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 0:53 توسط مهگل و ملیکا |
همیشه قدر چیزی و که داری نمی دونی

وقتی از دستش دادی می فهمی چه الماسی و از دست دادی

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 11:34 توسط مهگل و ملیکا |
ازادی

عشق تنها ازادی در دنیا است زیرا چنان روح را تعالی می بخشد که قوانین بشری و پدیدهای طبیعی مسیر ان را تغییر نمی دهند.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 2:28 توسط مهگل و ملیکا |
تنهایی
 من تنهایی را دوست دارم چون در ان لحظه لبریز از تو هستم... آری تنهایی من سرشار از توست
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 1:41 توسط مهگل و ملیکا |
یه روز...

يه روز عشقت رو دزديدم و براي اينکه جاش مطمئن باشه اون رو تو قلبم قايم کردم اما نمي دونستم که يه روز براي اينکه اون رو پس بگيري قلبم رو مي شکني

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 1:38 توسط مهگل و ملیکا |
زیبایی:

زیبا یی ها:

 

 

رنک ابی دریا ها زیباست.

تماشای خورشید در پناه کوههای سر به فلک کشیده زیباست.

تولد و گام نهادن کودکی برهنه ی جهان خداوند زیباست.

امید به اینده ای روشن و ظهور موفقیت در زندگی زیباست.

باز شدن شکوفه های رنگارنگ بر شاخه ی درختان زیباست.

صدای هق هق گریه از روی کسب موفقیت مختلف در عرصه ی زندگی زیباست.

پرواز پرندگان را نگریستن زیباست.

نشاندن لبخندی بر لب کودکی یتیم زیباست..........اما.........؟!!

 

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 1:37 توسط مهگل و ملیکا |
شعله ها

می دانی همه ی شعل ها یه روزی خاموش می شوند.

فقط یک شعله است که هرگز خاموش نمی شود.

شعله ای که در قلب مهربان من و تو است.

شعله ی دوستی و محبت است.

تمام این زندگی حفظ کردن این شعله است.

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 1:36 توسط مهگل و ملیکا |
عشق

عشق طرح ساده ی لبخند ماست.

معنی لبخند ما پیوند ماست.

عشق رابا دست های مهربان هر که قسمت می کنم مانند ماست.

دست خوبت را به دست ما بده.

دست های ما پل پیوند ماست.

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 1:35 توسط مهگل و ملیکا |
زندگی

زندگی در سایه ی محبت و جاودانی شیرین است.

انسان ها با محبت بهشت را در وجودشان به پا می دارند.

و این بهترین پیام برای توست.

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 1:34 توسط مهگل و ملیکا |
دوستی

دوستی پلی است از زمین تا اسمان

از انسان تا فرشته

از دوزخ تا بهشت

دوستی را به خاطر دوستی دوست داشته باش

نه به خاطر دوست

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 1:32 توسط مهگل و ملیکا |
گفتی

گفتی به پیشم بیا..

گفتی برایم بمان..

گفتی به رویم بخند..

گفتی برایم بمیر..

 

                                 آمدم..

                                می مانم..

                                می خندم..

                                می میرم.

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 1:31 توسط مهگل و ملیکا |
ما هر دو می دانیم:

ما هر دو می دانیم :

 

ما هر دو می دانیم عشق من.

چگونه گرسنه باشیم چگونه از سرما بلرزیم.

تا سر حد مرگ خسته شویم.

و چگونه جدا از هم باشیم.

هنوز به کشتن وادارمان نکردند و یا به کشته شدن.

هر دو می دانیم عشق من.

چگونه برای خلقمان مبارزه کنیم

و چگونه

دوست بداریم

اندکی بهتر

روز به روز بهتر......

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 1:29 توسط مهگل و ملیکا |
کاش:

کاش:

کاش می شد هیچکس تنها نبود.

کاش می شد دیدنت رویا نبود.

من دعا کردم برای برگشت دست های تو.

باز هم گفتی که فردا می رسی.

کاش روز دیدنت فردا نبود.

کاش......

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 1:28 توسط مهگل و ملیکا |
دوستت دارم
گفتم دوستت دارم نگاهي به من کرد و گفت:چند تا؟ دستام رو بالا آوردم و تمام انگشتهاي دستمو نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه مي کرد که خالي بود
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 21:17 توسط مهگل و ملیکا |
کاشکی....

 

کامپیوتر:

 

کاشکی مانیتورت بودم همیشه رخ به رخ بودیم.

کاشکی کیبوردت بودم همیشه زیر انگشتات بودم.

کاشکی هنسویریت بودم همیشه روی گوشت بودم.

کاشکی ویست بودم همیشه روی لبت بودم.

کاشکی موست بودم همیشه تو موچت بودم.

کاشکی پسوردت بودم همیشه تو فکرت بودم.

کاشکی کامپیوترت بودم همیشه عاشقم بودی.

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 2:5 توسط مهگل و ملیکا |
تا که بودیم نبودیم کسی !

 

تا که بودیم نبودیم کسی ! کشت مارا غم بی همنفسی..... تا که رفتیم همه یار شدند خفته ایم وهمه بیدار شدند قدر ایینه بدانیم چو هست؟! نه در ان وقت که اقبال شکست............

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 1:52 توسط مهگل و ملیکا |
.....

گريه کردم تا بدوني زندگي بي غم نمي شه اگه دستمو بگيري از غرورت کم نمي شه ساکت و صبور و عاشق,وقتي حوصله نداري پيش حرفاي دل من , حرف عشقو کم مياري لحظه ها تلخ و حقيرن وقتي قهري با دل من کاش چشات يه جاده مي زد از دل تو تا دل من اي که لحظه ها مو بردي تو خيالت به اسيري نکنه بياي دو باره بهونه ی تازه بگيري

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 1:51 توسط مهگل و ملیکا |
تو

 

نوشتن بهانه ي قشنگي براي گفتن خيلي چيزاست.....دلتنگيات...غصه هات...دوست دارم هات...وحتي خوشحالي هات...وتو مي توني همه ي اينارو با هر کي دلت مي خواد قسمت کني ....... ومن امروز خوشحالم...خوشحال تر از هميشه چون بهم ياد دادي خوشحال باشم...و ازم خواستي بخندم...و من خنديدم و تو گفتي تا وقتي بخندم تنهام نمي زاري..ازم خواستي هميشه خوشحال باشم... گفتي تا منو داري غمي نداري...و من هم باور کردم تا وقتي تو رو دارم بايد تمام چيزاي منفي رو دورش خط بکشم...چون تو همه چيزي...و من......................

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 1:50 توسط مهگل و ملیکا |
عشق...

عشق مانند هوا در همه جا

جارست

تو نفسهایت را کمی جانانه تر بکش

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 1:47 توسط مهگل و ملیکا |
یک نفر... یک جا....

 

یک نفر ...... یک جا......

تمام رویایش لبخند توست.

و زمانی که به تو فکر می کندء احساس می کند که زندگی واقعا زیباست.

پس هر وقت احساس تنهایی کردی این باور را به یاد داشته باش:

یک نفر....... یک جا.......... به فکر توست

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 1:46 توسط مهگل و ملیکا |
حقیقت..

حقیقت تلخ است نه به تلخی تنهایی

تنهایی سخت است

اما نه به تلخی جدایی

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 1:45 توسط مهگل و ملیکا |
اگر....

اگر................

 

اگر یه روز دیدی که وقتی داری رد می شی بر می گردم و نگاهت می کنم....... بدون برام مهمی.

اگه یه روز دیدی که وقتی داری می افتی بر می گرد و با عجله میام به سمتت...... بدون برام عزیزی.

اگه یه روز دیدی که وقتی داری می خندی بر می گردم و نگاهت می کنم....... بدون که واسم قشنگی.

اگه یه روز دیدی که وقتی داری گریه می کنی و میام باهات اشک می ریزم...... بدون دوستت دارم.

اگه یه روز دیدی وقتی داری با یکی دیگه حرف می زنی ترکت می کنم...... بدون که عاشقتم.

اگه یه روز دیدی که وقتی داری ترکم می کنی برات فقط سکوت می کنم...... بدون دیونتم.

اگه یه روز دیدی که از نبودت داغون می شم...... بدون برام همه چی بودی.

اگه یه روز دیدی که از بی تو بودن می نالم...... بدون بی تو میمیرم.

اگه یه روز دیدی که بعد از رفتنت لباس سفید پوشیدم...... بدون که در انتظار مرگم

اگه یه روز دیدی که یه گوشه افتادم و یه پارچه ی سفید روم کشیدن...... بدون واسه خاطر تو مردم.

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 1:42 توسط مهگل و ملیکا |
عشق:

 

عشق:

عشق یعنی رازقیء یعنی نسیم...

عشق یعنی مست گشتن از شمیم...

عشق یعنی افتاب بی غروب...

عشق یعنی آسمان یعنی فروق...

عشق یعنی آرزو یعنی امید...

عشق یعنی روشنی یعنی سپید...

عشق یعنی غوطه خوردن بین موج...

عشق یعنی رد شدن از مرز اوج...

عشق یعنی از سپید تا سحر...

عشق یعنی پا نهادن در سحر ...

عشق یعنی لحظه ای دیدار یار...

عشق یعنی دست در دست نگار...

عشق یعنی رقص آب و آینه...

عشق یعنی عقل شد مدهوش عشق...

عشق یعنی مست در اغوش تو ...

عشق یعنی لب به لب انداختن...

عشق یعنی جامه را انداختن...

عشق یعنی لحظه های بی قرار...

عشق یعنی صبر یعنی انتظار...

عشق یعنی اشتیاق یعنی اضطراب...

عشق یعنی دلهره یعنی شتاب...

عشق یعنی اشک یعنی عاطفه...

عشق یعنی یادگاری

                             خاطره

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 1:41 توسط مهگل و ملیکا |